تبليغاتX
آخرین عشق من

آخرین عشق من
واسه منی که دلتنگم از زندگی دلگیرم بهتره سفر کردن وگرنه اینجا میمیرم

علی

فکرش رو کن ....
alighavidel@yahoo.com

» هفته سوم آبان 1388
» هفته چهارم مهر 1388
» هفته اوّل مرداد 1387
» هفته اوّل تیر 1387
» هفته چهارم خرداد 1387
» هفته سوم خرداد 1387
» هفته دوم خرداد 1387
» هفته چهارم اردیبهشت 1387
» هفته سوم اردیبهشت 1387
» هفته دوم اردیبهشت 1387
» هفته چهارم فروردین 1387
» هفته سوم فروردین 1387
» هفته دوم بهمن 1386
» هفته اوّل بهمن 1384
» هفته اوّل دی 1384
» هفته چهارم آذر 1384
» هفته سوم آبان 1384
» هفته چهارم مهر 1384
» باید فراموشت کنم
» حال ما خوب است اما تو باور نکن
»
» نقش گروه خونی در شخصیت انسانها
» شاید آخرین نوشتم باشه
» همیشه با تو بودن رو دوست دارم
»
»
» دستهایم بی حس و نگاهم نگران
»

باید فراموشت کنم دوشنبه هجدهم آبان 1388

باید فراموشت کنم

چندیست تمرین می کنم

من می توانم ! می شود !

آرام تلقین می کنم

حالم ، نه ، اصلا خوب نیست ....

تا بعد، بهتر می شود ....

فکری برای این دلِ آرام غمگین می کنم

من می پذیرم رفته ای

و بر نمی گردی همین !

خود را برای درک این ، صد بار تحسین می کنم

کم کم ز یادم می روی

این روزگار و رسم اوست !

این جمله را با تلخی اش ، صد بار تضمین میکنم

 


حال ما خوب است اما تو باور نکن پنجشنبه بیست و سوم مهر 1388

 

سلام...

حال همه ما خوب است

ملالي نيست جز گم شدن گاه به گاه خيالي دور

                     كه مردم به آن شادماني بي سبب گويند

با اينهمه اگر عمري باقي بود

طوري از كنار زندگي مي گذرم

                     كه نه زانوي آهوي بي جفت بلرزد

                                       ونه اين دل ناماندگار بي درمان

تا يادم نرفته برايت بنويسم

حوالي خوابهاي ما سال پر باراني بود

ميدانم كه هميشه حياط آنجا پر از هواي تازه باز نيامدن است

اما تو لااقل

            حتي هر وهله

                     گاهي هر ازگاهي

                          ببين انعكاس تبسم رؤيا شبيه شمايل شقايق نيست

نامه ام بايد كوتاه باشد

ساده باشد

بدون حرفي از ابهام

دوباره برايت مي نويسم

                     حال همه ما خوب است

                                              اما تو باور نكن./


شنبه پنجم مرداد 1387

می پرسی تو را دوست دارم؟

حتی اگر بخواهم پاسخ دهم نمی توانم

مگر می شود با کلمات ، احساس دستها را بیان کرد؟

مگر ممکن است با عبارات شرح داد که آن زمان که با دیدگان

پر اندیشه و روشن بین به من می نگری چه نشاط و لطفی دلم را فرا می گیرد ؟

می پرسی تو را دوست دارم ؟ مگر واقعا" پاسخ این سوال را نمی دانی ؟

مگر خاموشی من ، راز دلم را به تو نمی گوید ؟

مگر آه سوزان از سر نهان خبر نمی دهد ؟

راستی آیا شکوه آمیخته به بیم و امید ، که من هر لحظه هم می خواهم به زبان آورم

و هم سعی می کنم که از دل بر لبم نرسد ، راز پنهان مرا به تو نمی گوید ؟

عزیز من ! چطور نمی بینی که سراپای من از عشق به تو حکایت می کند ؟

همه ذرات وجود من با تو حدیث عشق می گویند ، بجز زبانم که خاموش است

***

روزی از راه خواهم رسید با کوله باری از خاطره با کوله باری از تجربه

 

روزی از راه خواهم رسید روزی که دست مهربانت با جادوی عشق من را

به خودم بازگرداند روزی که قلب کوچک و چون آیینه پاکم لایق خوبی و صداقت

چشمان تو باشد

مرا از یاد مبر چرا که من خاطره ای بیش نیستم

خاطره  روز مرگش روز فراموشی ست


نقش گروه خونی در شخصیت انسانها پنجشنبه ششم تیر 1387

 

بسیاری از دانشمندان زیست شناسی معتقدند خصلت ، منش ، رفتار، توان و كارایی، خلاقیت و خلق

و خوی هر فرد بستگی به نوع گروه خونی وی دارد . در بسیاری از كشورهای صنعتی بخصوص ژاپن

همچنین، برای پست های مدیریتی و اجرائی ، هنگام استخدام افراد ، به نقش گروههای خونی

توجه ویژه ای دارند.

می خواهید بدانید شما دارای چه شخصیتی هستید!!!؟

گروه خونی O :

افرادی سالم تر ، دارای هدفی مشخص و اندیشمند هستند

بیش از دیگران حسود و مقام طلبند .

پر حرف اند

ولی سیاستمداران ، وزیران و ورزشكاران خوبی هستند.

گروه خونی A :

افراد آرام ، منظم ، مطیع قانون و قاعده و بدون اعمال خشونت هستند

انعطاف ناپذیر ، تودار ، خودخواه و مشكل پسندند.

این افراد برای كارهای حسابداری ، هرگونه امور اقتصادی ، مالی ، كامپیوتر و مهندسی شایستگی

دارند.

گروه خونی B :

مردمانی رك و سریع الهجه ، حساس و در عین حال دارای پشتكار هستند.

ناشكیبا ، غیرقابل پیش بینی و در كارهایی كه مورد علاقه آنهاست تنبل اند

این افراد دهانشان چفت و بست نخواهد داشت و نمی شود اسرار و كارهای محرمانه را با آنها در میان

گذاشت.

این افراد شایسته روزنامه نگاری و نویسندگی ، هنر و كارهای فكری هستند

گروه خونی AB :

افرادی منطقی ، حسابگر ، امین و رو راستند

سازمانده ، مطیع و در عین حال نیرومند هستند

این افراد به آسانی كسی را نمی بخشند، گاهی خشمگین می شوند و اغماض را دوست ندارند

شاید آخرین نوشتم باشه یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387

نمي دانم چرا اين گونه هست؟

وقتي نگاه عاشق کسي به توست مي بيني

اما،دلت بسته به مهر ديگري است.

بي اعتنا مي گذري وعاشقانه به کسي مي نگري...

که دلش پيش تو نيست.




داشتيم تو جاده ميرفتيم كه چشمم افتاد به يه تابلو كه روش نوشته بود : دوســت داشـــتن دل ميـــخواد نه دليـــل




گرصدسال پس ازمرگم قبرم رابشکافي وهنوزقلبم وجودداشته باشدخواهي ديد که روي آن نوشته شده است فقط تورادوست دارم

اگر سلطنت بلد نباشم .سلطنت نميکنم...اگر زندگي بلد نباشم زندگي نمي کنم ...اما اگه دوست داشتن

رو بلد نباشم به خاطر تو ياد ميگيرم


اگر مي توانستم مجازاتت کنم از تو مي خواستم به اندازه اي که تو را دوست دارم مرا دوست داشته باشي


عاشقي را شرط اول ناله وفرياد نيست تا کسي از جان شيرين نگذرد فرهاد نيست عاشقي مقدورهر عياش نيست غم کشيدن صنعت نقاش نيست


چشمي اعتماد کن که به جاي صورت به سيرت تو مي نگرد ، به دلي دل بسپار که جاي خالي برايت داشته باشد و دستي را بپذير که باز شدن را بهتر از مشت شدن بلد است


پلکهاي مرطوب مرا باور کن ، اين باران نيست که ميبارد ، صداي خسته ي من است که از چشمانم بيرون ميريزند


تو كوله بارت عشق ميزارم كه بگذريم،قلب ميزارم كه جا بدي،اشك ميدم كه همراهيت كنه و مرگ كه بدوني باز بر مي گردي پيشم


هرگز براي عاشق شدن، به دنبال باران و بهار و بابونه نباش. گاهي در انتهاي خارهاي يک کاکتوس به غنچه اي مي رسي که ماه را بر لبانت مي نشاند


 


همیشه با تو بودن رو دوست دارم یکشنبه نوزدهم خرداد 1387

برای همه عشقم


در عشق سفر كردم ؛


در جاده هاي بي انتهاي دوستي و محبت به جاده با انتها رسيدم


در ان روزها ،


در جاده عشق عاشق بودم


هيچي من را در اين جاده متوقف نكرد


اري.....


اين عشق ازان من بود


حال عشق تو به من انقدر زياد است


كه بعد از اين ترديد گره اي به عشق من زد


و اين عشق مصمم شد از بودنش .

 کاش بودی تا دلم تنها نبود

            تا اسير غصه ی فردا نبود 

                   کاش بودی تا برای قلب من 

                         زندگی اين گونه بی معنا نبود 

                                     کاش بودی تا لبان سرد من

                                          بی خبر از موج و از دريا نبود

                                                کاش بودی تا فقط باور کنی 

                                                        بعد تو اين زندگی زيبا نبود


 

پنجشنبه شانزدهم خرداد 1387

برو ساحل سرخ دلت اسم کسی رو حک نکن

به اینکه من دوست دارم حتی یه ذره شک نکن

بزار بهت گفته باشم که ماجرای ما و عشق

تقصیر چشمای تو بود وگرنه ما کجا و عشق

 

سرم تو لاک خودم و دلم یه جو هوس نداشت

بس که یه عمر ازگار کاری به کار کس نداشت

تا اینکه پیدا شدی و گفتی ازاین چشمای خیس

تو دفتر ترانه هات یه قطره بارون بنویس

عشقم رو دست کم نگیر درسته مجنون نمیشم

وقتی که گریه می کنی حریف بارون نمیشم

 

رو ساحل سرخ دلت اسم کسی رو حک نکن

به اینکه من دوست دارم حتی یه ذره شک نکن

هنوز یه قطره اشکت رو به صد تا دریا نمی دم

یه لحظه با تو بودن رو به عمر دنیا نمی دم

همین روزا بخاطرت به سیم آخر می زنم

قصه عاشقیمونو تو شهرمون جار می زنم

 

 


» آسمان
» رویا
» راز ...
» آپلود عكس
» پريسا
» شهريار
» آذربايجان
» داستان
» انتقادي
» i Can too
» پارازيت دل
» maryam-love
» كيش مهر
دریافت جدیدترین نرم افزز ها
سایت تخصصی موبایل
سرویس وبلاگ رایگان سپهر
هاست و دامنه برای وبلاگ
خدمات هاستینگ و دامنه
فتوبلاگ رایگان
دانلود موزیک
تبلیفات رایگان » قالب وبلاگ
RSS 2.0

Designed By ParsTheme

.........................

كدهای جاوا وبلاگ